محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

358

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

ب - هر دو فاقد هرگونه فضيلت علم و اخلاق و فرهنگ بودند . ج - هردو كاملا بىعاطفه بودند و سنگ‌دل بودند « 1 » . د - يزيد و عبد العزيز هر دو از طريق ولايتعهدى و به كمك اطرافيان به زمامدارى رسيدند و ابدا انتخابى دركار نبوده است . « 2 »

--> - مراجعه كنيد به تذكرة الخواص : 229 ، تاريخ ابن عساكر : 7 / 407 ، تاريخ طبرى : 8 / 16 ، تفسير آيه 13 سوره قلم : « عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنِيمٍ » : گستاخ ، [ و ] گذشته از آن زنازاده است . همچنين رجوع كنيد به كنز العمّال متقى هندى : 1 / 156 ، روح المعانى آلوسى : 29 / 28 ، الإمامة و السياسة : 1 / 227 . ( 1 ) . نگاه كنيد به تاريخ طبرى : 6 / 260 ، و مقتل الحسين خوارزمى : 2 / 47 . ( 2 ) . عشق به دنيا و حكومت ، جزء ذات و سرشت معاويه بود و همه مردم در برابر عظمت و قدرت او همچون گله بودند . هركس با او مخالفت مىكرد و در برابرش مقاومت مىنمود ، سروكارش با شمشير و عسل زهرآلود بود . اما سخن از آينده ، ما دامى كه حال ، تاج و تخت و سلطنت بود ، خرافه‌اى بيش نبود و يا اهميتى نداشت . . . در يك كلمه ، معاويه به جز خودش و فرزندش يزيد ، هيچ‌كس را نمىديد . و هركه غير اين دو ، كسى را مىديد سرانجامش مرگ بود . حكايت « إن مات هذا فهذا ، و من أبى فهذا » مشهورتر از آن است كه ذكر شود . « هذا » ى اول به معاويه و دومى به يزيد اشاره دارد و مقصود از « هذا » ى آخر شمشير است . هنگاميكه معاويه كسانى را فرستاد تا براى ولايت عهدى يزيد ، بيعت بگيرند ، يزيد بن مقنع برخاست و موضع امويان را در برابر خلافت با عبارتى كوتاه ولى بليغ ، اين‌گونه خلاصه كرد : امير المؤمنين اين است - و به معاويه اشاره كرد - و اگر بميرد ، اين امير المؤمنين است - و به يزيد اشاره كرد - . . . و هركس نپذيرد سروكارش با اين است - و به شمشيرش اشاره كرد - . . . -